اسفند امسال با ما سرنازگاری داشت ، نه خبری از بهار بود ، نه تب و تاب عید و نه هیچ شوری برای سبز کردن گندم و نه هیچ خبری از لباس عید ، امسال اسفند بوی مرگ می داد ،مرگ پدربزرگ ، مرگ همه خاطرات بچگی ، مرگ همه دلخوشی های جمع شدن توی خانه ای که بوی بچگی می داد ، امسال اسفند توی دل های ما هیچ خبری از بهار نبود و دل ما از این همه نبودن ها نبودن هایی که عجیب دلت رو گرم می کردند یخ زد ..................
[ شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ ] [ 17:40 ] [ دختر بهاری ]
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی