اسفند امسال - تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 10:32
اسفند امسالم داره تموم میشه و چیز زیادی به نوشدن سال نمونده ، خیابان ها هم حال و هوای عید داره و همه ی مردم در تکاپوی آماده شدن برای سال جدیدن ، یکی مشغول خریدن ماهی قرمزه ، یکی داره روسری های مختلف رو پرو می کنه تا ببینه کدومشون بیشتر با مانتوش ست م
بوی بهار - تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 10:32
بوی بهار از پشت و پنجرهای اتاقم به مشام می رسه و من رو وسوسه می کنه تا پنجره ها رو باز کنم و بوی بهار رو با تمام وجودم استشمام کنم و من چقد بهار رو دوست دارم بهار برای من نوید زندگی نو شدن تازگی و یک شروع دوبارس ، فک میکنم خدا هدفش از آفرینش بهار این
شک - تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 10:32
سه سالی از ازدواجش می گذشت ودیگه xa0اثری از اون شادی و نشاط xa0روزهای اول xa0ازدواج در زندگیشون دیده نمی شد ، زندگیشون تبدیل شده بوده به یک چرخه تکراری که هر روز بدون هیچ تغییر ی تکرار میشد و مریم حسابی خسته و کلافه شده بود نمی دونست باید چیکار کنه وقتی هم
خسته از بودننننننننن - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 16:58
خستمممممم خسته از حرف های نگفته تلمبار شده توی ذهنم ، xa0از درد هایی که قابل گفتن نیست ،از آدم ها xa0از ادم ها xa0از قوی بودن از لبخند های الکی از xa0این مرحله زندکی از ازنده بودن از همه چی .................... کاش میشد کاش میشد ادم ها خودشون انتخاب می کردن که بزرگ بشن یا نه اخه این انصاف نیستتتتت م...
شعر - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 9:05
xa0 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباستxa0و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست گل شبدر چه کم از لاله قرمز داردxa0چشم ها را باید شست جور دیگر باید دیدxa0واژه ها را باید شست ... xa0سهراب سپهریxa0 پ . ن : شاید گاهی وقت ها لازمه که نگاهمون به زندگی تغییر بدیم ... باید زیبایی ها رو د...
پاک .....کن - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 9:05
هیچ وقت هیچ وقت از پاک کردن خوشم نیومده ، وقتی بچه بودم فک می کردم که پاکن مزخرفترین اختراع دنیاس ، چون هیچ وقت دوست نداشتم نقاشیمو پاک کنم حتی اگه خوب نمی شد من همون جوری دوستش داشتم چون اولین تجربم xa0از کشیدن یک تصویر جدیدبود ، دوست نداشتم اولین تجربمو پاک کنم و یک سری خطوط محو روی صفحه دفترم xa0...
شروع - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:38
راستش xa0نمی دونم با وجود این همه شبکه های مجازی دیگه کسی هنوز حوصله نگاه کردن xa0یا رفتن به وبلاگ رو هم داره یا نه xa0xa0xa0با این وجود xa0من تصمیم گرفتم xa0حرف های این ذهن شلوغمو xa0اینجا بنویسم ، هم برای خودم و هم برای شما ها
بچه ها - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:38
فک می کنم بچه ها زیباترین و قشنگ ترین نعمت های خدا هستن که وجودشون توی هر خانه ای لازمه و از ضروریات xa0هر خانه ای محسوب میشه ، به خصوص اگه این بچه ها خواهر زاده یا بردارزادت باشن که وقتی صدات کن دلت قنج بره و همه غمای دنیا رو فراموش کنی، مثل خواهر زداده من که برام یک دنیا انرژی مثبت و شادیه و دیدنش...
آینده ....... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:38
داشتم به آینده فک می کردم به 26 سال بعد که من اگه زنده باشم 52 سالمه ،نمی دونم توی اون سن چقد تغییر می کنم ، نمی دونم ایا اون موقعه حس پیری می کنم یا باز هم سن شناسنامه ای صرفا برام یک عدد بی ارزشه و باز هم شادم و فک می کنم که هنوز هم همون دختر کوچولوی مامانم که از دیدن xa0چیزای کوچیک شاد میشه یا نه...

برچسب‌های مرتبط

شعر عاشقانه | شعر غزل | شعر عن الحب | شعر حب | شعر نو | شعر عن الام | شعر حافظ | شعر مولانا | شعر نزار قباني | پاک کننده کبد